سلام سلااااااام.
حال شما...احوال شما...!!!
چه خبر با سرما؟!! وای...واای...وااای...خداییش امسال بد جوری سرد شده ها...!!!! من که جام توی شومینه است!!!! هر سال نزدیک زمستون که میشه ننه سرما(خودم !!!) پتو و ... رو پهن میکنه بغل شوفاژ اما امسال جواب نمیده بیچاره!!!!
وای...واای...وااای...داریم به سال جدید و تیر ماه و کنکور و ...نزدیک میشیم...چند روز پیش دفتر چه آزاد رو پر کردم...همه میگفتن میخوای بیام کمک...میخوای با هم پر کنیم...!!!!! نه این که کاری بلد نیستم...!!!!!!! البته اونا میگن ها.ولی این جوریام نیست... ولی بالاخره خودم تنهای تنها پرش کردم...
کم مونده بود جا بمونم ولی...!!!
شنبه جاتون خالی نذری داشتیم...دادیم جای دیگه درست کردن ما زحمت پخش کردنشو کشیدیم...یعنی من و عروس جونه جدید خانواده...( فهمیدین که ما هم عروس دار شدیم؟!!) رفتیم غذا بیاریم تو راه بندون موندیم...پشیمون شدیم...اصلا چرا دارم اینارو میگم؟!!
یادم رفت میخواستم تسلیت بگم به همه بابت ماه محرم...حواسم نبود!!!!
ولی امسال خیلی خلوت بود...نفهمیدم چرا!!! یعنی اصلا بیرون نرفتم که ببینم...!!!
اما کلا خلوت بود امسال...
نوشته شده توسط دختر یخی در سه شنبه دوم بهمن 1386 ساعت 16:12 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

شانزدهم ماه دهم شصت و هفت کرد
تقدیم آسمان با هر دو دست
دختری را جنس لادن های شاد
گردن آویز گلویش ون یکاد
بچهگی هایم پر از لبخند بود
دیو زشت غصه ها در بند بود
نوجوانی بود یک فصل جدید
آرزو از آسمانش می چکید
دوستی های قشنگ و بی ریا
ارمغان نوجوانی شد به ما
گاه گاهی من به رسم آسمان
می شوم آبی به هنگام اذان
می دهم گل بر درخت آسمان
می شوم همسایه ی رنگین کمان
ای خدا گردان دلم را شاد شاد
بوته ی ایمان من پر غنچه باد...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY

Powered by: Reza-Soft