سلام سلام...
وای...واای...وااای...خیلی وقت بود نیومده بودم ها...!!!!
سرم خیلی شلوغ بود...یعنی خلوت بود اما نشد بیام...یعنی میشد اما کامپیوتر نبود...یعنی اونم میتونست باشه اما راستش پدرم با اینتر نت و چت و ...هرچی که مربوط به این باشه مخالفه.سر این موضوع چند وقتی کامپیوتر رو جمع کرد که ببینه معتاد شدم یا نه...منم برای اثبات این موضوع از صبح تا شب گرفتم خوابیدم...!!!!!!!!
آخه کار دیگه ای نمیشه کرد.کلی کتاب گرفته بودم که همه به لطف تند خوانی...تموم شد...حال و حوصله ی بیرون رفتن رو هم ندارم. این میشه که بهترین کار میشه خوابیدن...!!!!
راستی تا یادم نرفته از دوستم دیاکو باید تشکر کنم که شعر قشنگش رو توی وب نوشت...من که از شعر بیشتر از مطالب خودم خوشم اومد...!!!!![]()
![]()
![]()
حالا باز میام...فعلا...
نوشته شده توسط دختر یخی در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 15:9 موضوع | لینک ثابت
خيلي فكر كردم كه چي بنويسم الميرا جان !! اما ..... راستشو بخواي خيلي وقت بود به وبلاگت سر نزده بودم ! خيلي عوض شده !! خيلي ..! مثل اينكه وبلاگ برات يه جور دفتر خاطراته ! از اينكه دارم خط خطيش ميكنم معذرت ميخوام !! اميدوارم مشترياي وبلاگ توي اين پست منو تحمل كنن نه گلايه دارم از تو نه ديگه شكايتي
نه يه قصه رو لبامه نه ديگه حكايتي
شب تا صبح تو خلوتم به يادِ تو سر مي كنم
دارم انگار كه ديگه خالي تو باور مي كنم
چه جوري به
دل بگم از سر راه تو برهدلي كه شكسته و هنوز برات منتظره
B
EDROODwrited by :
DIAKO
نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 ساعت 13:12 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

شانزدهم ماه دهم شصت و هفت کرد
تقدیم آسمان با هر دو دست
دختری را جنس لادن های شاد
گردن آویز گلویش ون یکاد
بچهگی هایم پر از لبخند بود
دیو زشت غصه ها در بند بود
نوجوانی بود یک فصل جدید
آرزو از آسمانش می چکید
دوستی های قشنگ و بی ریا
ارمغان نوجوانی شد به ما
گاه گاهی من به رسم آسمان
می شوم آبی به هنگام اذان
می دهم گل بر درخت آسمان
می شوم همسایه ی رنگین کمان
ای خدا گردان دلم را شاد شاد
بوته ی ایمان من پر غنچه باد...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY

Powered by: Reza-Soft