تبليغاتX
 دختر یخی

خدایا

خدای عزیز!

تو چطور تونستی بدونی که خدا هستی؟!!

خدای عزیز!

چرا به جای اینکه بذاری مردم بمیرن و مجبور بشی که آدمای تازه ای بسازی همین آدمایی که وجود دارن رو نگه نمی داری؟!!

خدای عزیز!

دلم می خواست آدمارم جوری می ساختی که آنقدر آسون تیکه پاره نشن.من تا الان سه جای بخیه و یه دونه جای زخم دارم...

خدای عزیز!

تو چرا به تازگی هیچ حیوون جدیدی اختراع نکردی؟ما هنوز همون حیوونای قدیدیو داریم...!!!!

خدای عزیزم!

لطفا یه کره اسب برام بفرست.تا حالا هیچی ازت نخواستم.میتونی فهرست خودتو نگاه کنی.

خدای عزیز!

اگه به من یه چراغ جادو مثل علائ الدین بدی...من به تو هر چی که بخوای میدم.البته بجز پولم و بازی شطرنجم...



 

نوشته شده توسط دختر یخی در یکشنبه بیستم خرداد 1386 ساعت 15:24 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر یخی در شنبه نوزدهم خرداد 1386 ساعت 14:47 موضوع | لینک ثابت


ویرگول

سلام

کیبورد جلومه...دنبال یه کلید میگردم.کلید ویرگول.یه کلید تا نوشته ها بتونن یه نفسی تازه کنن.آدما نوشته ها ...زندگی... . بعضی موقع ها به خودم میام میبینم کجام؟؟؟کجای کار و کجای زندگی.اون وقت میترسم.از آینده و از زندگی و از فردا...جدا کی میدونه ویرگول کجاست؟

من میخوام یه نفسی تازه کنم.میخوام استراحت کنم.به خودم بیام ببینم کجام.کسی میدونه؟!!

دیشب دلم گرفته بود.بد جوری ام بود و باز نمیشد.۵ ساعت تموم زار زدم و فکر کردم...اما جوابی نگرفتم.آخر هم  سر درد به بقیه ی دردا اضافه شد.منم حوصله ی این یکی و نداشتم برای همین خوابیدم...

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی

ولی با خفت و خواری پی شبنم نمیگردم

همیشه فکر میکردم اگر هرچقدر تنها باشم یکی باهام هست.دوستم .یارم. همراهم...خواهرم و همه چیزم.اما ...اما...چرا آدما فکر میکنن میتونن هر چی میخوان بگن؟؟؟؟دیشب یه نفر آتیشم زد...با حرفش.البته منظوری نداشت.و نمی دونست من چی دارم میکشم...منم حرفی نزدم و مثل ...دوست...به حرفاش گوش کردم.

اما ...هنوز کسی جای ویرگول و بلد نیست؟؟؟؟؟


 

نوشته شده توسط دختر یخی در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 ساعت 14:39 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting

ورود به چت روم

Powered by: Reza-Soft