یکروز فکر میکردم بی تو بودن یعنی خشک شدن احساس پروانه ها
تشنه بودن گلهای لاله
بی آواز ماندن سوتکهای بچه گانه
بی جان ماندن پرنده های بی آشیانه
بی ماه بودن شب سیاه در اوج یک دنیای عاشقانه...
حال میبینم پروانه ام چنان به دور شمع میگردد.
شبنم همچنان بر روی گلبرگ های لاله میرقصد
و سوتکها هم چنان به صدا در میآیند
و پرنده ها و ماه با هم عهدی سبز می بندند
پس هنوز تا نفسی باقیست می شود بی تو هم زندگی کرد...
نوشته شده توسط دختر یخی در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 ساعت 14:38 موضوع | لینک ثابت
گفتند باش . اما آبی باش
گفتند زندگی کن . اما درست باش
گفتند بخند . اما بخندون
گفتند گریه کن . اما در تنهایی خود
گفتند درد دل کن . اما با سایه ی خود
گفتند عاشق شو . اما دل نبند
گفتند عاشق کن . اما دل نشکن
ولی هیچ کس نمی داند آنها چه ها گفتند و ما چه ها کردیم
نوشته شده توسط دختر یخی در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 ساعت 15:0 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

شانزدهم ماه دهم شصت و هفت کرد
تقدیم آسمان با هر دو دست
دختری را جنس لادن های شاد
گردن آویز گلویش ون یکاد
بچهگی هایم پر از لبخند بود
دیو زشت غصه ها در بند بود
نوجوانی بود یک فصل جدید
آرزو از آسمانش می چکید
دوستی های قشنگ و بی ریا
ارمغان نوجوانی شد به ما
گاه گاهی من به رسم آسمان
می شوم آبی به هنگام اذان
می دهم گل بر درخت آسمان
می شوم همسایه ی رنگین کمان
ای خدا گردان دلم را شاد شاد
بوته ی ایمان من پر غنچه باد...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY

Powered by: Reza-Soft