هنوز در پی جراح زبر دستی میگردم که سر نوشت من و تو را به هم پیوند بزند.
سقوط شیرین است وقتی که مقصد دل تو باشد.
سیاستمدار اولین کسی که را که میکشد احساس خودش است.
هیچ فضا نوردی زودتر از معتاد به فضا نمی رود.
تفاوت دید من و تو در نمره ی آن است.
وقتی برق از چشمات می پره فیوز دلم میسوزه.
خانه ای که از صداقت ساخته بشه دیوارش دست به احتکار نمیزنه.
نوشته شده توسط دختر یخی در دوشنبه بیستم فروردین 1386 ساعت 17:47 موضوع | لینک ثابت
خسته ام خسته
از لحظه های بی کسی
از ساعات تنهایی
از ثانیه هایی که نفس گیر میگذرد
از ساعت هایی که انتظار بودنت را کشیدم
از گریه هایی که در نبودت ریختم
زندگی بی تو مانند آسمانیست بدون ستاره
پس تو هم بیا تا آسمان دل من پر شود از ستاره های وجودت
تا بتوانم دستهای گرمت را لمس کنم
برگرد تا با تو بگویم از عشق و محبتی که در نبودت نبود
نوشته شده توسط دختر یخی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 16:1 موضوع | لینک ثابت
ستاره های آسمان
دوباره آمدند
تو اولین ستاره ای
تو دومین ستاره ای
تو سومین...
تو چهارمین...
ولی
هنوز او نیامده
اگر چه آخرین ستاره هم در آمد
دوباره شب شد
پدر چرا نیامدی...

نوشته شده توسط دختر یخی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 15:55 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

شانزدهم ماه دهم شصت و هفت کرد
تقدیم آسمان با هر دو دست
دختری را جنس لادن های شاد
گردن آویز گلویش ون یکاد
بچهگی هایم پر از لبخند بود
دیو زشت غصه ها در بند بود
نوجوانی بود یک فصل جدید
آرزو از آسمانش می چکید
دوستی های قشنگ و بی ریا
ارمغان نوجوانی شد به ما
گاه گاهی من به رسم آسمان
می شوم آبی به هنگام اذان
می دهم گل بر درخت آسمان
می شوم همسایه ی رنگین کمان
ای خدا گردان دلم را شاد شاد
بوته ی ایمان من پر غنچه باد...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY

Powered by: Reza-Soft