تبليغاتX
 دختر یخی

کاریکلماتور

هنوز در پی جراح زبر دستی میگردم که سر نوشت من و  تو را به هم پیوند بزند.

سقوط شیرین است وقتی که مقصد دل تو باشد.

سیاستمدار اولین کسی که را که میکشد احساس خودش است.

هیچ فضا نوردی زودتر از معتاد به فضا نمی رود.

تفاوت دید من و تو در نمره ی آن است.

وقتی برق از چشمات می پره فیوز دلم میسوزه.

خانه ای که از صداقت ساخته بشه دیوارش دست به احتکار نمیزنه.


 

نوشته شده توسط دختر یخی در دوشنبه بیستم فروردین 1386 ساعت 17:47 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر یخی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 16:35 موضوع | لینک ثابت


مادر

خسته ام خسته

از لحظه های بی کسی

از ساعات تنهایی

از ثانیه هایی که نفس گیر میگذرد

از ساعت هایی که انتظار بودنت را کشیدم

از گریه هایی که در نبودت ریختم

زندگی بی تو مانند آسمانیست  بدون ستاره

پس تو هم بیا تا آسمان دل من پر شود از ستاره های وجودت

تا بتوانم دستهای گرمت را لمس کنم

برگرد تا با تو بگویم از عشق و محبتی که در نبودت نبود


 

نوشته شده توسط دختر یخی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 16:1 موضوع | لینک ثابت


ستاره ها

ستاره های آسمان

دوباره آمدند

تو اولین ستاره ای

              تو دومین ستاره ای

                          تو سومین...

                                       تو چهارمین...

ولی

هنوز او نیامده

اگر چه آخرین ستاره هم در آمد

دوباره شب شد

                    پدر چرا نیامدی...

 


 

نوشته شده توسط دختر یخی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 15:55 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting

ورود به چت روم

Powered by: Reza-Soft