زندگي زيباست نه به زيبايي حقيقت / حقيقت تلخ است نه به تلخي انتظار/ انتظار سخت است نه به سختي جدايي
نوشته شده توسط دختر یخی در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 ساعت 15:28 موضوع | لینک ثابت
شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند. فرشته پري به شاعر داد و شاعر ،شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه كرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : ديگر تمام شد. ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود. زيرا شاعري كه بوي آسمان را بشنود، زمين برايش كوچك است و فرشته اي كه مزه عشق را بچشد، آسمان
نوشته شده توسط دختر یخی در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 ساعت 15:18 موضوع | لینک ثابت
روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون و کوک کنین تا همه از خواب بپرن
سر چهار راه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی زودتر راه بیفته
وقتی می خواین برین دست به آب با صدای بلند به اطلاع همه برسونید
وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین
بلافاصله بعد از جواب دادنش حلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین
کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن جیبهاتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید
جدول نیمه تموم دوستتون و حل کنید
از بستنی فروشی بخواین اسم پنجاه و چهار نوع بستنی رو براتون بگه
در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنید
به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنید
وقتی از آسانسور پیاده می شین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنید
وقتی با بچه های کوچیک بازی می کنین سعی کنید از اونها ببرید
موقع ناهار توی یک جمع در مورد سوسک و مگس و .... حرف بزنید
ایده های دیگرون رو به اسم خودتون به کار ببرین
بوتیک چی رو وادار کنید شونصد رنگ و نوع پیرهن باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچکدوم جالب نیست
شمع های تولد دیگرون رو فوت کنید
اگر دوستتون تاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنید
وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته
صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین
روی ماشینتون بوق های شیپوری نصب کنین
وقتی دوستتون رو بعد از یه مدت طولانی می بینید بگین چقدر پیر شده
وقتی کسی در جمع جک تعریف می کنه بگین چقدر قدیمی بود
چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو هی بهش یاد آوری کنین
بادکنک بچه ها رو بترکونین
مرتبا اشتباه لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بهش بخندین
وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه می کنه بهش بگین موهای بلند بیشتر بهش میاد
بچه ی جیغ جیغوی خودتون رو به سینما دارین
کلید آپارتمان طبقه سیزدهم دوستتون رو تو ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادش بندازین
توی کنسرت های بزرگ و هنری بی موقع دست بزنین
هر جایی که می تونین آدامس جویده شده رو جا بذارین(توی دستکش دوستتون بهتره)
حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قندون بذارین
نصف شبا با صدای بلند تو تخت خوابتون حرف بزنین
دوستتون که پاش توی گچه به فوتبال بازی کردن دعوت کنین
پیچ های کوک گیتار دوستتون و که پنج دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل 270 درجه در جهات مختلف بچرخونین
با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره پیتزا فروشی رببروییش که اون طرف خیابونه بپرسین
شیشه های سس گوجه فرنگی رو با سس فلفل عوض کنید
موقع عکس انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین
توی ظرفای آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندق های در بسته بذارین
شونصد بار به تلفن پیغام گیر دوستتون زنگ بزنین و ماجرای خاله سوسکه رو تعریف کنین
توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت زیاد از وسط آبهای جمع شده رد شین
توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین هر چی شعر بلده بخونه
جای بر چسب قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض کنین
نوشته شده توسط دختر یخی در شنبه یازدهم آذر 1385 ساعت 15:19 موضوع | لینک ثابت
دوست داری بگم هر روز با صدات بیدار میشم بعد بگم با ساعتم بودم؟
دوست داری بگم چرا رفتی بعد بفهمی با برق بودم؟
دوست داری بگم هر جا باشی پیدات می کنم بعد بفهمی با دسته کلیدم بودم؟
دوست داری بگم دوستت دارم بعد فکر کنی.... نه دیگه این دفعه با خودت بودم
نوشته شده توسط دختر یخی در شنبه یازدهم آذر 1385 ساعت 15:16 موضوع | لینک ثابت
يک دوست معمولي هيچگاه نمي تواند گريه تو را ببيند.
يك دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر مي شود.
دوست معمولي اسم كوچك والدين تو را نمي داند
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي داشته باشد
دوست معمولي يك جعبه شكلات براي مهماني تو مي آ ورد
دوست واقعي زودتر به كمك تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز كردن ميماند
دوست معمولي مي پندارد كه دوستي شما بعد از يك مرافعه تمام مي شود
دوست واقعي مي داند كه بعد از يك مرافعه دوستي شما محكمتر مي شود
دوست واقعي كسي است كه وقتي همه تو را ترك كرده اند با تو ميماند
نوشته شده توسط دختر یخی در شنبه یازدهم آذر 1385 ساعت 15:14 موضوع | لینک ثابت
دو چشمـــــــام همه جا دنبال تو مــی گرده
با نبــــودنت دلم با قصـــــــه ها ســـــر کرده
شب و روز درپی تو من همه جــــا رو گشتم
یکی گفت غصه نخور اون داره بـــر می گرده
زندگی با عشق تو رنگ دیـــــگه داشت برام
رفتی و بدون تو غصه شد همدم روز و شبام
دل من با هیچ کسی نمی تونست خو بگیره
شب و روز منتظر و چشم به رات مونده نگام
کسی مثل تو نشد ، کســــــی مثل تو نبـود
همش از خدا می خـــوام ، که بیایی زود زود
نوشته شده توسط دختر یخی در شنبه یازدهم آذر 1385 ساعت 12:40 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

شانزدهم ماه دهم شصت و هفت کرد
تقدیم آسمان با هر دو دست
دختری را جنس لادن های شاد
گردن آویز گلویش ون یکاد
بچهگی هایم پر از لبخند بود
دیو زشت غصه ها در بند بود
نوجوانی بود یک فصل جدید
آرزو از آسمانش می چکید
دوستی های قشنگ و بی ریا
ارمغان نوجوانی شد به ما
گاه گاهی من به رسم آسمان
می شوم آبی به هنگام اذان
می دهم گل بر درخت آسمان
می شوم همسایه ی رنگین کمان
ای خدا گردان دلم را شاد شاد
بوته ی ایمان من پر غنچه باد...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY

Powered by: Reza-Soft