سلام دوستان

الان چند روزی هستش که فکرم به یه موضویی مشغول شده

ببینید من میگم انتظار مصغره ست

یه جا خوندم :

شبا کسی به من سر نمی زنه اما غم هر شب میاد سراغم

غم با غم بودنش به من سر میزنه!!!!

جالبه اما سخته این که آدم از این که غم بیاد سراغش شاد باشه

یا براش قابل قبول باشه

اما من منتظر دوست بودم

اتفاقا اومد اما چه فایده...

دلم و شکوند و رفت!!!

حالا باید منتظر غم باشم یا دوست؟؟؟؟


 

نوشته شده توسط دختر یخی در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 ساعت 14:39 موضوع | لینک ثابت