تبليغاتX
 دختر یخی


 

نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 17:29 موضوع | لینک ثابت


خدایاعاشقان راباغم عشق آشنا کن

ز غم های دگرغیر ازغم عشقت رهاکن

توخودگفتی که درقلب شکسته خانه داری

شکسته قلب من جانابه عهد خود وفا کن


 

نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 17:28 موضوع | لینک ثابت


عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزی.


عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه گذاشتن سدی در برابر روديست که از چشمانت جاری است.


عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترين حالت شکسته است.


عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن تکيه کنی و از غم زندگی برايش اشک بريزی.


عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدايی به سرانجام برسانی.


عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد.


عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترين احساس زندگی است.


عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست.


 

نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 17:27 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 17:22 موضوع | لینک ثابت


سراغت را از ستاره گرفتم بر من خندید ، از ماه گرفتم پشت ابر پنهان شد ، ابر بر من گریست ، کبوتر سرخی چشمش را نشانم داد و قطره اشکی ریخت و پرواز کرد . دریا بر من خروشید نسیم با سرعت از کنارم عبور کرد . قاصدک غمگین بود . گل بوی خوشش را نثارم کرد . کوه ، دشت ، دریا و خلاصه به هر چه که می رسیدم ، سراغت را می گرفتم ، نا گاه خورشید بر من تابید و گرمایش را نثارم کرد و گفت : آنجاست . آنجایی که گرمتر  و سوزنده تر از من است ، آنجایی که اگر بسوزد ، تا نسوزاند شعله اش خاموش شدنی نیست . آری ، او قلبم را نشانم داد و تو در قلبم بودی .

 


 

نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 17:17 موضوع | لینک ثابت


بازم که شک کردی به من،حرفای جورواجور زدی


بازم به جای شب بخیر، گفتی برو خیلی بدی


خیالی نیست عزیز من، هرچی می خوای بگی بگو


لابد کتاب عشقم، تو هم گرفتی پشت رو


واسه منی که عاشقم، حرفای تو یه مرهم


حرفای عشق و عاشقی، سوا نمی شه درهم


خوب می دونم که دوس داری،عشقت پنهون بمونه


قلب منم خوب بلده، قصه ی پنهون بخونه


یادت می یاد چه بی هوا تو قلب من قدم زدی


یادت باشه که قلبت به هیچ کی غیر من ندی


دلم می خواد یه بار دیگه بهم بگی دوسم داری


قول بدی تا ابد باشی،هیچ جوری تنهام نذاری


 

نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 17:10 موضوع | لینک ثابت


 

دسته گلی برایت خردیم

با هزار ترفند شاخه گل مصنوعی در آن گنجاندم

و بر آن نوشتم تا پژمرده شدن آخرین گل دوستت دارم


 

نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 17:10 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 17:10 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 17:6 موضوع | لینک ثابت


اگر گل می بودم وشاخه ای از آن را تقدیمت می کردم

اگه محبت می بودم وقسمتی از أن را نثارت می کردم

اگه اشک می بودم ودر کنار گونه هایت جاری می شدم

اگه باران می بودم و بر رخسارت می باریدم

اکنون که نه گل ،محبت،اشک،باران که نیستم

ولی هرچی هستم دوستت دارم دوستم بدار

 


 

نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 17:6 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 17:5 موضوع | لینک ثابت


تا قصه ی همیشگی

تا آخرین جواب تو

دفتر شعرامو بخون

واژه به واژه

اسم توست

هر چی میخوای ورق بزن

ببین که دل کلام توست

هنوز یه دنیا خاطرست

میون دست من و تو

ابن غزلم مال تو بود

دوباره مال من بشو...!!


 

نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 17:5 موضوع | لینک ثابت


جستجو

در کوچه پس کوچهای دلم

لابه لای شکوفهای سیب

در میان شن های بیابان

در قطره قطرهای آب دریا

دنبال تو می گردم

هرچند...

نیازی به گشتن نیست

نو با منی

هر جا که باشم.


 

نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه دوازدهم آبان 1385 ساعت 17:1 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط دختر یخی در پنجشنبه یازدهم آبان 1385 ساعت 16:57 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting

ورود به چت روم

Powered by: Reza-Soft