پسرها نمی توانند:
1- با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند!
2- از کلاس پنجم صورتشونو سه تیغه نکنند!
3 -پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نکنند و به فکر ازدواج نیفتند!
4- در مهمانی ها و محافل خانوادگی احساس با مزگی نکنند و چرت و پرت نگویند!
5- ادعای بامرامی و با معرفتی و خلاف سنگینی نکنند!
6- کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشند و کراوات قهوهای نزنند!
7- احساس غیرتی بودن نکنند و راه به راه به آبجی کوچیکه گیر ندهند!
8- از 9 سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و پدر ماشینو در نیارند!
9- مطالب چرت و پرت ننویسند و از خودشون کلی تعریف نکنند!
دختر ها نمی توانند:
1- با داشتن دماغی تیر کمونی یا عقابی متالیک به جراح مراجعه نکنند!
2- با دیدن یکی از خودشون خوش تیپ تر میگرن نگیرن و از زور ناراحتی غش نکنند!
3- با داشتن قدی کوتاه کفش پاشنه 60 سانتی نپوشند و احساس قد بلندی نکنند!
4- روزی 14 ساعت با تلفن حرف نزنند!
5- روزی 40-30 هزار تومان آت و آشغال نخرند!
6- از مهمونی و عروسی برای هم خالی نبندند و با خالی بندی لایه اُزون وجر ندن!
7- با یه دماغ عمل کرده ویا مش کردن موهاشون احساس خوش تیپی نکنند و فکر نکنند مادر زادی این طوری بودند!
8- مطالب چرت و پرت من رو نخونند و از عصبانیت سکته نکنند!
ومهمتر از همه
9- پس از خواندن این مطلب من رو نفرین نکنند و به من بدو بیراه نگویند.... جنبه خودشو رو
نشون بدن و مرام وبا حالی خودشون رو اثبات نکنند!
نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه سی و یکم شهریور 1385 ساعت 2:3 موضوع | لینک ثابت
وقتي گلدون خونمون شکست : پدرم گفت قسمت بود، مادرم گفت حيف شد، خواهرم گفت: قشنگ بود، برادرم گفت: کاش دو تا از اون داشتيم، اما وقتي دل من شکست کسي حتي به فکرش نبود.
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه سی و یکم شهریور 1385 ساعت 2:0 موضوع | لینک ثابت
كاش دستي مرا دعا ميكرد
باز مستي مرا صدا مي زد
كاش اين انتظار بي ساحل
اتشي در دلم به پا ميكرد
اشك را بامن اشتي ميداد
زخم را با من آشنا ميكرد
نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه سی و یکم شهریور 1385 ساعت 1:58 موضوع | لینک ثابت
بعضي ها به تو فكر مي كنند
بعضي از آنها به تو توجه مي كنند
بعضي ها عاشقت مي شوند
بعضي ها آرزو دارند هديه شان را بپذيري
بعضي ها فكر ميكنند تو براي آنها يك هديه اي
بعضي ها ميخواهند فقط با تو حرف بزنند
بعضي هابرايت آرزوي سعادت دارند
بعضي ها ميخواهند فقط با تو باشند
بعضي ها حمايت تو را ميخواهند
و بعضي ها شانه هايت را براي گريه شان مي خواهند ...
و همه احتياج دارند اينها را به تو بفهمانند
اما،هرگز از آرزوي كسي مگريز شايد اين تنها چيزي باشد
كه آنها در زندگي دارند
نوشته شده توسط دختر یخی در جمعه سی و یکم شهریور 1385 ساعت 1:57 موضوع | لینک ثابت
01) English : I Love You 02) Persian : Tora doost daram 03) Italian : Ti amo 04) Ich liebe Dich : German 05) Turkish : Seni Seviyurum 06) French : Je t'aime 07) Greek : S'ayapo 08) Te quiero : Spanish 09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun 10) Arabic : Ana Behibak 11) Iranian : Man doosat daram 12) Kimi o ai shiteru : Japanese 13) Ya te volim : Yugoslavian 14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida 15) Russian : Ya vas liubliu 16) Te iu besc : Romanian 17) Em ye u anh : Vietnamese 18) Ja tebe kokhaju : Ukrainian 19) Ha eh bak : Tunisian 20) Bhebbek : Syrian / Labenese
نوشته شده توسط دختر یخی در پنجشنبه سی ام شهریور 1385 ساعت 1:48 موضوع | لینک ثابت

اینم یک عکس قشنگ از نانسی
برای داداش کوچولوم که عشق نانسیه !!!!!![]()
![]()
نوشته شده توسط دختر یخی در پنجشنبه سی ام شهریور 1385 ساعت 1:4 موضوع | لینک ثابت
با تو:زمین گاهواره است که مرا در آغوش خود می کشاند
با تو :همه ی رنگ های این سرزمین را آشنا می بینم
باتو:پرندگان این سرزمین خواهان شیرین زبانی منند
با تو :سپیده هر صبح بر گونه ام بوسه می زند
باتو:آهوان این صحرا دوستان هم بازی منند
با تو:من در عطر یاس ها غرق می شوم
باتو: نسیم گیسوانم را شانه می زند
با تو:من در شکوفه می شکفم
نوشته شده توسط دختر یخی در پنجشنبه سی ام شهریور 1385 ساعت 0:50 موضوع | لینک ثابت
![]()
![]()
![]()
۱- مطمئن باش از تو به هیچ کس نمیگم همانطور که راز دار بقیه هستم!!!
۲- من هیچ وقت غیبت نمیکنم و از این کار هم اصلا خوشم نمیاد؟!!
۳- من یادم نمیاد کاری و بر خلاف میل همسرم کرده باشم...
۴- من سنم بالا نرفته فقط میخوام کمی بیشتر به خودم برسم.
۵- من هیچ وقت پیر نمیشم و هیکلم همیشه متناسبه!!!
۶- خیلی خب بابا ! من هم دوست دارم!!! راحت شد خیالت؟!!
۷- من همیشه دوست دارم کیفم پر پول باشه و پس انداز داشته باشم برا روز مبادا!
۸- بدون مامانم هررررررررررررررررررگز.
۹- من خیلی صرفه جویی میکنم ولی نمیدونم این پولا چی میشن؟!!!!
۱۰- اگه تو خانه داری و بچه داری هم کمکم کنی بهترین شوهر دنیا میشی!!!!
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط دختر یخی در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 ساعت 1:37 موضوع | لینک ثابت
اولین مرحله همیشه سخت ترینه
The firest step is always the har.
کلید طلایی هر دری رو باز می کنه
The golden key can open any doors.
چمن آن طرف نرده سبز تر به نظر میاد
The grass looks greeneron on the other side of the fence.
آخرین قطره باعث لبریز شدن فنجان میشه
The last drop makes the cup run over .
طولانی ترین روز هم باید پایانی داشته باشه
The longest day must have an end .
آسیاب خداوند به آرامی میساید
The mills of God grind slowly.
نوشته شده توسط دختر یخی در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 ساعت 1:8 موضوع | لینک ثابت
نمیدانم از کجا و از چه کسی باید شروع کنم... واقعا تا کی باید از همه چیز و از همه کس فرار کنم... تا کی باید همچون فراری ها از هر چیزی که... بوی تند عشق میدهد ترسید... نمیدانم... نمیدانم... ای کاش می شد در یک نقطه ایستاد و فریاد کشید وگفت: اه اری این منم ...نه شخصیتی پوشالی... کمک می خواهم تا از این ترس و تنهایی نجات پیدا کنم... ایا کسی به من کمک میکند؟؟؟
نوشته شده توسط دختر یخی در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 ساعت 1:28 موضوع | لینک ثابت
برای تو...
به او بگویید دوستش دارم با صدایی آهسته حتی آهسته تر از صدای بال پروانه ها به او بگویید دوستش دارم با صدایی بلند بلند تر از صدای پرواز کبوتران عاشق به او بگویید دوستش دارم بی هیچ صدایی چون فریاد دوستت دارم نیاز به صدای بلند و کوتاه ندارد... فریاد دوستت دارم را می توان با تپش یک قلب به جهانیان رساند پس بگذارید بدون هیچ شرمی بگوییم: دوستش دارم
نوشته شده توسط دختر یخی در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 ساعت 1:27 موضوع | لینک ثابت
آموخته ام اموخته ام که دوستانم را به اندازه دنیا و دوستارانم را به کمترین اندازه(تمام هستی ام)دوست بدارم آموخته ام که در بدترین جاها باشم و همواره بهترین باقی بمانم اموخته ام بتوانم شوق پرواز را تجربه کنم بدون اینکه بالی برای پرواز داشته باشم در عمق چاهی بتوانم از تمام وجود خوشبختی رااحساس کنم اموخته ام که همواره وبلاگم را اپ کنم بدون اینکه حتی یک نظر داشته باشم
اموخته ام که تنها برای سه چیز زندگی کنم...عشق ورزیدن...کمک کردن و اموختن
كه باخت در يك نبرد كوچك را به قصد برد در يك جنگ بزرگ بپذيرم .
آموخته ام
زندگي را از طبيعت بياموزم ، چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت، مثل صنوبر ، صبور ، مثل بلوط مقاوم ، مثل رود ،روان ، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشم .
آموخته ام
كه اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي آن را ارسال كنم .
آموخته ام
ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد ، کسی هست که به کمترین ها راضی است
آموخته ام
دو نفر مي توانند به دو نقطه متفاوت نگاه کنند و ان را یکسان ببینند...
اموخته ام
آموخته ام
كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب كساني كه دوستشا ن داريم ، ايجاد كنيم اما سال ها طول مي كشد تا آن زخم ها را التيام بخشم .
آموخته ام
كه دوستان خوب و واقعي ، جواهرات گرانبهايي هستند كه به دست آوردن شان سخت و نگه داشتن شان سخت تر است .
آموخته ايم
كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند كه در حال بالا رفتن از كوه هستند
نوشته شده توسط دختر یخی در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 ساعت 1:22 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

شانزدهم ماه دهم شصت و هفت کرد
تقدیم آسمان با هر دو دست
دختری را جنس لادن های شاد
گردن آویز گلویش ون یکاد
بچهگی هایم پر از لبخند بود
دیو زشت غصه ها در بند بود
نوجوانی بود یک فصل جدید
آرزو از آسمانش می چکید
دوستی های قشنگ و بی ریا
ارمغان نوجوانی شد به ما
گاه گاهی من به رسم آسمان
می شوم آبی به هنگام اذان
می دهم گل بر درخت آسمان
می شوم همسایه ی رنگین کمان
ای خدا گردان دلم را شاد شاد
بوته ی ایمان من پر غنچه باد...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY

Powered by: Reza-Soft